حاج ملا هادي السبزواري

542

شرح مثنوى

پستان ، نضج و تعديل نيابند . چنان كه طفل صورى به هر غذايى متغذّى نشود . بلكه بايد آن غذاها را مادر بخورد و خون صالح شود ، و باز آن خون به مغيّرهء ثَدىِ امّ ، شير شود ، تا گواراى آن طفل شود . كه غذا را با مغتذى ، جنسيت لازم است . ( ( 4759 ) ) چون مسلم گشت بىبيع و شرى * از درون شاه در جانش جرى ن 1276 5 - ك 422 31 جرى : به جيم - به وزن غنى - رسول . ( ( 4761 ) ) راتبه جانى ز شاه بىنديد * دم به دم در جان مستش مىرسيد ن 1276 7 - ك 422 32 راتبه : وظيفه . ( ( 4762 ) ) آن نه كه ترسا و مشرك مىخورند * ز ان غذايى كه ملايك مىخورند ن 1276 8 - ك 422 32 آن نه : گر چه گبر و ترسا وظيفه خور دارد . ( ( 4765 ) ) چون مرا ماهى بر آمد با لمع * من چرا باشم غبارى را تبع ن 1276 11 - ك 422 34 لمع : درخشندگى . ( ( 4773 ) ) گفت آخر اى خس واهى ادب * اين سزاى داد من بود اى عجب ن 1276 19 - ك 422 38 واهى : سست . ( ( 4779 ) ) مرغ دولت در عتابش بر طپيد * پردهء آن گوشه گشته بر دريد ن 1277 3 - ك 422 41 گوشه گشته : كنايه است از تنگى ديده . ( ( 4797 ) ) حَق به عزرائيل مىگفت اى نقيب * بر كه رحم آمد ترا از هر كئيب ن 1278 3 - ك 423 20 نقيب : عريف . و سر شناس . و نقباى از اولياء خدا آنانند كه متحققاند به اسم « الباطن » . پس مشرفند بر بواطنِ مردم ، بقوّة الله . و استخراجِ ضماير كنند باذن الله - تعالى . و ايشان سيصداند . كئيب : حزين .